ايرج افشار

359

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

معلوم است كه آن بيچارهء بدبخت كه كله خورده و دست از پا درازتر از آن مأموريت برگشته بود با حال گزارش دادن خودش نتوانست غذايى بخورد سهل است با بيانات مضطربانهء خود آن غذاهاى لذيذ و رنگين را به كام وزرا نيز تلختر از زهر هلاهل كرد و فى الجمله اميدى را هم كه براى دولت باقى بود مبدّل به يأس ساخت . وزرا با كمال نوميدى و آشفتگى از سر ميز ناهار برخاسته به اطاق جلسه رفتند ولى نه حال نشستن داشتند و نه ياراى سخن گفتن و چاره‌جويى كردن و بالاخره گفتند نشستن ما در اين اطاق با اين خبرهاى يأس‌آور هيچ نتيجه ندارد ، جز اينكه وزير جنگ و همدستان او به تعقيب اقدامات دفاعيه خود بپردازند و ما هم به خانه‌هاى خود برويم و اول مغرب در منزل رئيس الوزرا جمع شويم و ببينيم در ظرف اين دو سه [ 10 ] ساعت كار به چه صورت افتاده و چه خبرهاى تازه‌ترى از اردوى قزاق رسيده است و ما را چه بايد كرد . اين رأى مورد موافقت شد و همه برخاستند و رفتند . من هم دست و پاى خود را جمع كرده مىخواستم از اطاق جلسه بيرون بيايم ناگاه پيشخدمتى آمد كه آقاى رئيس الوزرا از منزل خود مىخواهد به وسيلهء تلفون با شما صحبت كند . برخاستم و پاى تلفون رفتم . سپهدار خودش پاى تلفون بود . گفت فلانى قرار شده است كه شما به اتّفاق معين الملك ( معين الملك آن وقت منشى مخصوص سلطان احمد شاه قاجار بود ) به مهرآباد كه قواى قزاق فعلا به آنجا رسيده و مركزيّت گرفته است برويد و با رئيس اردو ملاقات كرده و ايشان را از آمدن به تهران منصرف سازيد . شنيدن اين كلمات در چنان موقعى از يك نفر رئيس الوزرا در سراپاى وجود من تأثير غريبى كرد و حيرت كردم كه اين بيچارهء ساده‌لوح اين حرفها را چرا مىزند و اين تصميمات در كجا و براى چه اتخاذ شده است ! ! ! از يك طرف به اين حرف و اين تصميم و چاره‌جويى كودكانه خنده‌ام گرفت و از طرف ديگر سخت عصبانى شده و با كمال عصبانيت جواب دادم كه آقا اين چه فرمايشى است مىفرمائيد و اين چه تدبير خامى است كه انديشيده‌ايد و از اين رسالت من و معين الملك چه نتيجه‌اى مىتوانيد به دست بياوريد . مگر نشنيديد و نمىدانيد كه كار از اين كارها